خب تقریبا هر وبلاگ نویسی این دوره رو گذرونده
ادرس وبلاگ رو به کسایی میدی که بعدا میفهمی نباید میدادی و بعدش دیگه نمیتونی خوب بنویسی و راحت باشی و کلی چیز دیگه...
و منم تقریبا توی یکی از همین دوره ها گیر کردم!
سلامی دوباره :)
توی این پست، همون طور که از عنوان مشخصه میخوام یه کمی از مشکلات بایدو براتون بگم، بایدو یه سرویس اجاره دوچرخست که توی مشهد فعالیت میکنه و منم هم چند وقتی ازش استفاده می کردم و الان میخوام تجرییاتم رو در این مدت براتون بنویسم.
البته با این که این پست جنبه انتقادی داره میتونین یه آموزش کلی در مورد استفاده از بایدو رو هم داخلش پیدا کنین، برای همین این یه پست طولانیه :D
ماجرا از اونجایی شروع شد که با چند نفر از دوستان تصمیم گرفتیم بریم هفت حوض، و از اونجایی که نمیدونستیم هفت حوض روز جمعه به خاطر وضعیت شهر و کرونا و اینا تعطیل شده ما راه افتادیم و رفتیم اونجا
از این کوچه ها، خیابون ها و ماشین ها خسته شدم؛ از این شهر کثیف و شلوغ خسته شدم.
دوست دارم برم جایی که بین اهالیش دوستی و صمیمیت هست، جایی که تا از خونه میری بیرون باید با چهار پنج نفر سلام احوال پرسی کنی؛ جایی که خبری از الودگی نیست؛ جایی که ادماش زندگی ماشینی ندارن که هر روز عین ربات صبح برن سر کار و شب برگردن.
نوشتم، پاک کردم. نوشتم، پاک کردم. همین جوری هی نوشتم و پاک کردم از آخر به این فکر کردم که اصلا چرا باید بنویسم؟
برای چی هر روز میام و توی وبلاگ ها مختلف میچرخم و چند تا لایک و کامنت نثار وبلاگا میکنم و بعدشم با نوشتن یه پست و بعد از کلی وقت گذاشتن روش بلاخره منتشر میکنمش و میرم برای روز بعدی که باز دوباره همین منوال روز بعدی هم تکرار میشه.
چرا این وقتو صرف خوندن کتاب یا یادگرفتن چیزی نکنم و بیام این جا چیزی بنویسیم و توی وبلاگستان بچرخم؟
این که چرا مینویسم یا چرا مینویسیم؟ سئوالیه که چند روزی میشه ذهنمو مشغول کرده، واقعا ما چرا داریم مینویسم؟

-----------------------------------
❝ ما از دور بَدیم از نزدیک بَدتر ❞
-
-
خود نوشته (۹)
-
-
-
-
-
-